10 و 11 ماهگی دخترک
سلام. گل دخترم تاج سرم بالاخره مامان تنبلی رو کنار گذاشت و اومد واست خاطرات روزهایی رو که سپری شده بنویسه تو این مدت خیلی اتفاقا افتاده بالاخره 12 اردیبهشت با حضور عمه ها و عمو و مامانی و خانواده خاله محبوبه جشن دندونی شما رو برگزار کردیم. چون خونه خودمون کوچیک بود خونه مامانی جشن گرفتیم دخترم خیلی ماشالا شیطون شدی از دیوار راست بالا میری و ماشالا خیلی هم باهوش هستی عاشق فیلم های بی بی انیشتن هستی و با دقت نگاه میکنی ذوق می کنی دست میزنی باهاشون حرف میزنی بعدشم برامون تعریف می کنی کمی قبل تر دهمین ماهگردتو با عمو حامد و سعیده جون و الیسا جشن گرفتیم از ماه یازدهم دستتو گرفتی به مبل و وسایل خونه و شروع کردی راه رف...









